inja ketabkhane ast va az fonte farsi khabari nist
malali nist joz belataklif boodan dar ghebale doori
pish az in la aghal hamin yek malal hes mishod
harf ziad ast va forsat kam
hame ra gozashtam bad az defa
albate be sharte hayat
bedroud
کفاشیان: در ناکامی تیم ملی امید همه مقصرند
این نوع فرافکنی اولین بار نیست که از زبان یک مسوول یا مدیر پس ازناکامی در یکی از عرصه های مختلف اجتماعی/ ورزشی/ فرهنگی بر زبان آورده میشود. برای ما عادت شده است که این نوع جملات را هر بار بشنویم / تاسف بخوریم/ سرخورده بشیم / گاهی زیر لب چیزی هم بگوییم/ و دوباره سرمان را به کار و زندگی امان گرم کنیم نه با امید اینکه همه چیز در آینده بهتر میشه بلکه به این بهانه که این نوع زندگی اجتماعی سرنوشت محتوم ماست و خدا را شکر که وضع از این بدترنیست اکنون کلکسیونی از شکست ها و تحقیرهای ملی حداقل در فوتبال ملی و باشگاهی پیش روی ما است اما همچنان آب از آب تکان نخورده . دو روز دیگر بساط این افتضاح از روی تیتز یک رسانه ها برداشته میشود و جای خود را به ماجرای تازه ای میده اما این سوال همچنان پا بر جاست که کشوری با این همه وسعت با این همه امکانات طبیعی با این پیشینه علمی و فرهنگی و با این همه استعداد انسانی تا کی باید شاهد سریال تکراری ناکامی ها / کمیته های تشریفاتی بررسی شکستها / و همه این سرخوردگیها باشه ؟
برای من دردناک است که با مقایسه انچه در اینور آبها میگذره بخوام بر بار این سرخوردگی ها بیافزایم اما امیدوارم برای یکبار هم که شده رسانه های جمعی به عنوان نماینده های افکار عمومی و محل حضور و مشارکت مردم در عرصه عمومی اجتماع این رسوایی اخیر در زمینه فوتبال را به طور جدی و مصرانه پیگیری و آنرا به یک سوال بزرگ ملی مطرح کنند شاید اینبار لااقل امیدی به یافتن چرایی و علل اصلی یک ناکامی پیدا شدقلب تو هوا را گرم کرد
در هوای گرم
عشق ما تعارف پنیر بود و قناعت به نگاه در چاه آب...
چند روز پیش سالگرد رادیو بود (صد البته سالگرد تولد نه خدای نکرده چیز دیگه!) و من از میون اینهمه نشانه رادیویی نمیدونم چرا یه هو یاد تیغ ادیت افتادم. این تیغ ادیت زمانی در رادیو ارج و قرب زیادی داشت. علیرغم کار ناپسند و غیر دمکراتیک برش و حذف برخی از قسمتهای کلام و حتی گاهی موسیقی/ این ابزار رادیویی چه خدمت ها که نکرد. برخی ها که در همین حرف زدن معمولی از هر ده کلمه هشت تاش را اشتباه میگفتند و دو تای دیگه اش رو هم با تپق ادا میکردند به لطف اعجاز همین تیغ ادیت که خودش هم این روزها کلا از صحنه روزگار حذف شده گوینده میشدند. حالا با دیجیتالی شدن فرایند ضبط و پخش برنامه های رادیویی همان کار تیغ ادیت را رایانه ها انجام میدند البته با دقت و ظرافت بیشتر. اما باید اعتراف کرد که انگار برنامه هایی که دیجیتالی ادیت میشند اون حس و حال قدیم را ندارند. سرد و بی روح اند. اصلا این دیجیتال هر جا پاشو گذاشته همین بساط بوده دقیقا مثل هنر عکاسی.
اما این تیغ ادیت یه خاصیت دیگه هم داشت که خیلی اهمیتش رو بیشتر میکرد. تفریبا پنجاه درصد مدیران وقت رادیو افرادی بودند که کارشون رو با ادیت برنامه های رادیویی شروع کرده بودند. در واقع اون موقع مرسوم بود برای پایین آوردن جایگاه مدیران بگند مثلا فلانی قبلا ادیتور بوده حالا شده مدیر. البته برخی از مدیران ابایی از بر ملا شدن گذشته خود تو رادیو نداشتند و حتی این را یک حسن میدونستند که کارشون را از پایین ترین رده که پاسخگویی به تلفن های شنوندگان و ادیت برنامه ها باشه شروع کردند. اینم یکی از خاصیت های جادویی تیغ ادیت بود.
یادمه یه روز تو اتاق یکی از همکاران فردی را دیدم که سعی داشت با دستگاه امپکس نواری را ادیت کنه. او را هرگز در مجموعه رادیو ندیده بودم. بعد از چند روز از همکارم پرسیدم اون فرد کی بود؟ همکارم گفت یکی از کارمندان رادیو در مراکز شهرستانها بود که برای گذراندن دوره ای به تهران اومده بود ولی خیلی اصرار داشت که به جای حضور در دوره تخصصی یاد شده وقتش را برای یاد گرفتن ادیت صرف کنه. این را که شنیدم خندم گرفت. همکارم علت خنده را پرسید گفتم تا چند هفته دیگه علتشو بهت میگم. خلاصه به فاصله کمتر از یک ماه اون فرد در مرکز استان خودشان یکی از مدیران رادیو شد.
اینجوری بود که زمانی برای مدیر شدن در رادیو یه آشنایی مختصر با دستگاه امپکس و کار کردن با تیغ ادیت کفایت میکرد و این برای رادیوییها هم دست مایه طنز شده بود هم تاسف. حالا که چند روزی از هفتاد و یکیمین سالگرد رادیو در ایران میگذره به نظر میاد اون زمان اهالی رادیو باید بیشتر قدر مدیرانشون را میدونستند. شایدم بیشتر قدر تیغ ادیت را...

علیرغم تمایل دولت به پایان گرفتن اعتصاب های سراسری و مخالفتها با اصلاحات انجام شده در قانون بازنشستگی, موج اعتراض ها و اعتصاب ها امروز یکشنبه نیز همچنین ادامه یافت و اینطور که پیدا است این موج اعتراض آمیز رفته رفته به یک بحران سوختی در فرانسه منجر خوهد شد. اکنون با گذشت پنج روز از اعتصاب سراسری که بخشهای مختلف اقتصادی, خدماتی و صنعتی را در فرانسه تحت تاثیر قرار داده دوازده پالایشگاه فرانسه همچنان در روز یکشنبه در اعتصاب به سر میبرند و محاصره مخازن و انبارها به خصوص ترمینال نفتی فوس لاورا در نزدیکی مارسی همچنان ادامه دارد. این در حالی است که لوک شاتل سخنگوی دولت و وزیرآموزش امروز در گفتگو با کانال 2 تلویزیون فرانسه تاکید کرد که در حال حاضر با هیچ کمبودی در بخش سوخت مواجه نیستیم ولی در عین حال وی با درخواست از اعتصابیون برای خارج کردن پالایشگاهها از حلقه محاصره آنها را مسوول هرگونه بحران سوختی در کشور در صورت ادامه اعتصابها معرفی کرد. لایحه اصلاح قانون بازنشستگی قرار است چهارشنبه آینده در مجلس سنای فرانسه به تصویب نهایی برسد. معترضین به این اصلاحات سه شنبه آینده را نیز که روز قبل از تصویب نهایی آن در سنای فرانسه است روز همبستگی ملی و اعتصاب سراسری در کل خاک فرانسه اعلام کرده اند.
۲ . زیدان به نیمکت رئال مادرید نردیک میشود

زین الدین زیدان که همیشه تاکید میکرد هیچگونه تمایلی برای پست مربیگری در فوتبال ندارد به نظر میرسد به زودی به نیمکت رئال مادرید نزدیک میشودنزدیک میشود و در کنار خوزه مورینیو قرار خواهد گرفت. در پی پخش مصاحبه ای اختصاصی از مورینیو با برنامه تله فوت که یکشنبه گذشته صورت گرفت و در آن مورینیو برای نزدیک شدن زیدان به نیمکت ابراز تمایل کرد امروز در همین برنامه عنوان شد زیدان نیز امادگی خود را برای همکاری با مورینیو به عنوان مربی و دستیار اعلام کرده و این اتفاق به زودی خواهد افتاد. زیدان که تا کنون به عنوان مشاور رییس باشگاه رئال مادرید با این باشگاه همکاری میکرد اعلام کرده پس از سه سال مخالفت با هرگونه پیشنهاد مربیگری اکنون این احتمال را میدهد که به نیمکت نزدیک شود. وی حتی احتمال بر عهده گرفتن سرمربیگری تیمی را در دنیای فوتبال رد نکرده.
۳ . دانشمند یا شارلاتان
و اما برادران بوگدانوف که در برنامه های علمی تلویزیون چهره ای شناخته شده اند و سالها برای مخاطبین فرانسوی به عنوان نابغه های علمی و دانشمندان درجه یک معرفی میشدند اخیرا در پی برملا شدن گزارش مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه - سه ان ار اس- تا مرز سقوط در حد یک شارلاتان پیش میروند. در این گزارش تاکید شده که این دو برادر دو تز را در زمینه ریاضیات و فیزیک نظری ارائه کرده بودند که از نظر هیئت ژوری فاقد ارزش علمی بود و هرگز منتشر نشده. البته این دو برادر دوقلو که قیافه های جالبی هم دارند و خوراک گزارشهای تلویزیونی هستند این ماجرا را نوعی دسیسه قلمداد کرده و آنرا به طور کلی رد کرده اند. توجیه این دو برادر بر دسیسه بودن این داستان همزمانی عجیب ان با چاپ اخرین کتاب آنها با عنوان" تصویر خدا بر روی کائنات" است زیرا این کتاب وجود یک قدرت برتر را در پیدایش آفرینش و خلق جهان اثبات میکند.

تا اندازه اي اين بيماري راديو در جسم و جانم رسوخ كرده كه در اين دو ماه تعطيلات تابستاني كه درس و مشق را در ديار غربت رها كرده و به تهران آمده ام هم دست از سرم برنميدارده و يك روز در هفته براي تسكين اين درد به پيام ميرم. اين كار از همان ابتدا با تعجب خيليها روبرو شد. اول فقط ميپرسيدند كلا برگشتي يا بازم ميري؟ بعد با يك علامت تعجب بزرگ ميپرسيدند چرا دوباره به راديو آمدي؟
البته كه به اكثر آنها كمي حق ميدادم و ميدهم كه اين سوال را بپرسند .اما به طور كلي الان كه نگاه ميكنم ميبينم حق با انها است.اين راديو با آنچه من ميشناختم خيلي تفاوت دارد.هيچوقت فكر نميكردم بشه در مدت كمتر از يكسال اينهمه راديو را به قهقرا برد.
نميخواهم بيشتر از اين با تشريح وضعيت فعلي راديو كامم را تلخ تر كنم كه اهلش از آن خبر دارند و نا اهلش...
روزي دوباره به خانه دومم باز خواهم گشت و آنروز تمام كارمندان راديو راديويي خواهند بود.
امروز صبح وقتی از آپارتمان خارج شدم خانومی که مسوولیت نظافت ساختمان محل اقامتمون را بر عهده داره دیدم که داشت کریدور را جارو برقی میکشید. او که فهمیده بود فردا اولین روز سال نو در ایرانه پرسید شما فردا چیکار میکنید؟ گفتم دو نفری جشن میگیریم و بعدش هم سعی میکنیم یه چند روزی مسافرتی/ جایی بریم. وفتی فهمید که تعطلات عید دو هفته در ایران تعطیله و خیلی ها به مسافرت میرند آهی کشید و از عید سال نو میلادی خودشون نالید که تو بد فصلیه و سخت میشه اینور اونور رفت.خلاصه مثل همه فرانسویها که عاشق تعطیلات و سفر هستند حسرت خورد که چرا سال نو آنها افتاده درست اول زمستون.
بعد از خداحافظی و حرکت به سمت کتابخانه بزرگ شهر بوردو /جایی که من عاشقش هستم /به این فکر افتادم که عید مثل همه مناسبت ها و فرصت های دیگه در زندگی چیزی نیست جز یک قرار داد که انسانها برای مدیریت احساسات و عواطف خود وضع میکنند و اینبار مفاد قرار داد میگه که شاد و مسرور باشند / امیدوار باشند/ و ......
قرار داد ما درست اولین روز بهار ثبت شده و سند خورده و قرار داد اینها اول زمستون.اینجا چیزی که مهمه مفاد قرارداده نه تاریخ انعقاد آن.
خوب حالا که میشه به راحتیه وضع یک قرار داد در هر فصلی از سال احساس تازگی / سبکی و سرور کرد پس چرا برای تمام سال آینده که پیش روی ماست حداقل با خودمون قرار نذاریم؟ چرا که نه ! از همین اول بهار شروع کنیم و قراردادی را با خودمان امضا کنیم که طبق آن.........
من که هیچوقت نتونستم به این قراردادها عمل کنم.شما چی؟
و دیگه اینکه عیدت مبارک هموطنی که مثل پارسال من تنها در گوشه ای دیگه از دنیا به سر میبری .
و عیدت مبارک تویی که برای امضای قراداد داخلی دست به قلم بردی


به دیدار خانواده دوباره زنده شدم و با قرار گرفتن در جمع خانواده دوم که همان همکاران رادیویی ام هستند بار دیگر خود را شناختم.
اینجا خیلی تغییرات دیدم که مثبت بود و امیدوارکننده و خیلی ناملایمات که اغلب ریشه در فرهنگ دارد و تا مدتی دور نباشی نخواهی توانست آنها را رصد کنی و تشخیص بدی.
نمیخواهم این فرصت کمیاب را که نصیبم شده با طرح نکات منفی تلخ کنم اما چون در حوزه رسانه تحصیل و زندگی میکنم برآنم تاچند نکته را در مورد بخشهای خبر ی تلویزیون که در این مدت کمی آزاردهنده دریافتم بازگو کنم.
بخش های خبری تلویزیون و تغییرات مربوط به فرم و ظاهرآن از جمله تغییراتی است که بد جوری توی ذوق میزند. به نظر نمیرسد این تغییرات از یک پشتوانه علمی و یا حداقل فکری برخوردار باشد.به راحتی میتوان گفت این دگرگونی ها لا اقل نسبت به آنچه در گدشته وجود داشت بی کیفیت ترو به وضوح کاملا مغایر با اصل ارائه یا پرزانتسیون Présentation/ اصل جذابیت یا اترکسیونattraction / و نیز اصل اعتماد سازی از طریق چهره های محبوب و مورد اعتماد یا ودتیزاسیون vedettisation است. در همه جای دنیا بخشهای مختلف خبری بعد از تایم و نشانه آغاز توسط مجری یا ارائه کننده که از عناصر هویت بخش هر رسانه هستند شناخته میشود.حال این همه چهره های جدید که در خوشبینانه ترین حالت اگر همه آنها انتخابهای خوبی باشند حداقل ده سا ل زمان میبرد تا بتوانند اعتماد مخاطب را جلب کنند با چه هدفی در بخشهای مهم و به عبارتی شاخص خبری تزریق شده اند سوالی است که بی پاسخ مانده است.این همه تغییر دکور که برخی از آنها برای دیگر فرمت های تلویزیونی نظیر مسابقه و سخنرانی مناسب تر یه نظر میرسد برای چیست?زوایا و حرکات عجیب و غریب دوربین در برخی از بخشهای خبری و نحوه جدید نشستن مجریهای اخبار که یک الگوبرداری کاملا تصنعی از برخی شبکه ها است و برخی نکات دیگر که مجال طرح یکباره آنها نیست از جمله آسیب های جدی و کشنده برای بخشهای خبری سیما است. کاش میشد با حفظ همه اصول و با یک تدبیر کارشناسانه حداقل آن انسجام سنتی سالهای دور را به بخشهای مهم خبری بازگرداند و با یک مطالعه علمی روح تازه ای به این بخشها بخشید.


برگی روی فراموشی دستم افتاد.برگ اقاقیا
بوی ترانه ای گمشده میدهد
بوی لالایی که روی چهره مادرم نوسان میکند
از پنجره
غروب را به دیوار کودکی ام تماشا میکنم
سهراب سپهری